کنج خراب - خیام تیر ۳۱, ۱۳۸۹ ماییم و می و مطرب و این کنج خراب جان و دل و جام و جامه پر درد شراب فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب بیشتر نشان دادن
رنگ و بوی زیبا - خیام تیر ۳۱, ۱۳۸۹ هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا معلوم نشد که در طربخانه خاک نقاش ازل بهر چه آراست مرا بیشتر نشان دادن
مستانرا - خیام تیر ۳۱, ۱۳۸۹ گر می نخوری طعنه مزن مستانرا بنیاد مکن تو حیله و دستانرا تو غره بدان مشو که می مینخوری صد لقمه خوری که می غلامست آنرا بیشتر نشان دادن
فردا را - خیام تیر ۳۱, ۱۳۸۹ چون عهده نمیشود کسی فردا را حالی خوش دار این دل پر سودا را می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه بسیار بتابد و نیابد ما را بیشتر نشان دادن
برخیز - خیام تیر ۳۱, ۱۳۸۹ برخیز و بیا بتا برای دل ما حل کن به جمال خویشتن مشکل ما یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم زان پیش که کوزهها کنند از گل ما بیشتر نشان دادن